کارشناس مسوول معاونت فرهنگی کانون در کرمانشاه

22/08/1387  قصه گویی هرملت ،شناس نامه ی فرهنگی آن ملت است

 

مصاحبه با خانم سودابه امینی،شاعر،مولف وکارشناس مسوول معاونت فرهنگی کانون

مصاحبه از: مرتضی حاتمی

جشن واره های قصه گویی کانون چه اهدافی را دنبال می کند؟

هدف از برگزاری جشن واره های قصه گویی در کانون، اشاعه فرهنگ قصه گویی در جامعه فرهنگی است.

قصه گویی، هنری است که بر ذهن و زبان و شیوه ی زندگی مخاطب اثر می گذارد.بنابراین می تواند شیوه ای موثر در پرورش انسان باشد و آموزه های بزرگی را به کودکان و نوجوانان هدیه کند . پرورش تخیل ، تفکر خلاق، دقت و توجه به زبان و .... جدا از آموزه ها و پیام های که هر قصه دارد، از اثرات قصه گویی  است. هم از این رو قصه گویی یکی از فعالیت های مهم در مراکز فرهنگی هنری کانون محسوب می شود.در یک جمله قصه گویی هنری است که هنر زیستن و چگونه زیستن را به کودک و نوجوان و جوان و بزرگ سال می آموزد.

 زبان قصه گویی چیست ؟

قصه گویی، زبان اندیشه تفکر و تمدن و هویت ملی کشورهاست و این به این معنی است که قصه گویی هرملت شناس نامه فرهنگی آن ملت است.

دنیای امروز دنیای ارتباطات و تکنولوژی های مدرن و گسترده است .آیا قصه گویی می تواند هم زمان با این تحولات و تغییرات حرکت کند و به گونه ای ،قصه گویی مدرنیته شود؟

تکنولوژی تا جایی که در خدمت کمال انسان است می تواند مفید واقع شود. و قصه گوی خلاق قصه گویی است که تکنولوژی را در خدمت تفکر خلاق قرار می دهد .قصه گوی زنده و حضوری نقطه عطفی است که هنر قصه گویی در آن نهفته است و به خدمت گرفتن تکنولوژی به عنوان علامت راهنمایی که رهرو را به سمت قصه گوی زنده هدایت کند اهمیت پیدامی کند. بالاخره این قصه گوست که از تکنولوژی برای رساندن پیام خود استفاده می کند .

 دبیرخانه  ی معاونت فرهنگی درخصوص تقویت ارتباط میان قصه گویان و تعامل و تبادل نظر و ارتباط دراین خصوص چه اقداماتی انجام داده است؟

برگزاری جشن واره های منطقه ای خود اقدامی است که از سال 84 برای ایجاد زمینه برای تبادل تجربه برداشته شد.از طرفی برگزاری جشن واره بین المللی کشوری که انشاءالله ام سال سال سوم برگزاری آن را شاهد خواهیم بود مرزها را برای تبادل اندیشه و هنر میان قصه گویان داخلی و خارجی گشوده است. هر جشن واره، دارای ظرفیت های بزرگی است که باید مربیان قصه گو به صورت دقیق از آن بهره گیرند. برگزاری کارگاه های قصه گویی درکنار جشن واره، مسابقه ی مقاله نویسی با هدف ارتقا سطح علمی جشن واره و مسابقه ی قصه پردازی از متون کهن؛ همه و همه در خدمت تقویت توانایی علمی و عملی قصه گویی در میان مربیان کانون طراحی و اجرا شده است آموزش تخصصی قصه گویی نیز می تواند به عنوان یکی از اهداف مدیریت مرکز آموزش دیده شود.

 تغییرات شیوه نامه های قصه گویی کانون بر چه مبنا و اصولی  است؟

تغییرات بر اساس نظر خواهی از کارشناسان و پژوهش در باب آسیب شناسی جشن واره های قصه گویی صورت می گیرد و دبیرخانه ی جشن واره های سراسری پذیرای  نظرات کارشناسان و مربیان محترم است.

و حرف پایانی؟

سخن آخر این که؛ آموزش می تواند ارتقا سطح علمی قصه گویی در میان مربیان قصه گویی کمک کند و بایدبه آموزش تخصصی قصه گویی بپردازیم. از سویی دیدگاه های کارشناسان فرهنگی نسبت به قصه گویی می تواند راه گشای مربیان علاقه مند به این هنرارزنده باشد.جشن واره ی قصه گویی منطقه ای منطقه غرب کشور که در تاریخ20تا 22 آبان ماه درکرمانشاه برگزار شد؛نشان داد استان هایی که کارشناسان زبده ای دارندو نیزکارشناسانی که با برنامه ریزی به قصه گویی به عنوان یک دغدغه می پردازند موفق ترند و حرف اول را در جشن واره ها می زنند و صد البته شم قصه گویی یا هنر قصه گویی را خداوند به هر کسی عنایت نکرده است عزیزانی که صاحب این شم و هنر هستند باید قدردان باشند و ار آن به خوبی بهره ببرند.

با تشکر از حضور شمادر این مصاحبه

منبع:

سایت کانون استان کرمانشاه

مرتضی حیدری مدیر هماهنگی امور استان ها و مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون

22/08/1387  مرتضی حیدری مدیر هماهنگی امور استان ها و مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون در چهارمین جشنواره قصه گویی منطقه ای :
 

احیا هویت دینی و ملی ،مدیون قصه گویی است. ایران دارای دو تمدن دینی و ملی است. این دو در هم راهی و هماهنگی با هم؛ باعث زایش افکار و ایده های جدید شده و تمدن دیرینه ی این کشور را ساخته است.

بابرنامه ی قصه گویی،بخشی از هویت را به نسل آینده منتقل کنیم .یکی ازاهداف کانون؛انتقال دستاوردهای فرهنگی،اجتماعی،سیاسی و...به نسل آینده است، تا نسل آینده ازگذشته و هویت خود مطلع شود.

                         منبع:سایت کانون است کرمانشاه

من کار مهمی نکرده ام ...

22/08/1387  از برعلی حاجوی (ریزعلی خواجوی) قهرمان داستان کتاب های درسی در کرمانشاه:
                
 

من کار مهمی نکرده ام در این کشور همه باید خدمت کنیم.

فداکاری در ایران؛ را دو گروه انجام می دهند. گروه اول معلمان و آموزگارانند که پرورش فکر و اندیشه ی هر جامعه را تقویت می کنند و گروه دوم نیروی انتظامی که حافظ دین امنیت قرآن و ناموس هستند.

منبع:سایت کانون استان

مصاحبه با آقای رضا موزونی سرپرست کانون پرورش فکری  استان کرمانشاه ودبیرچهارمین جشن واره قصه گویی

ساير صفحات

22/08/1387  در مدارس ما جای زنگ قصه گویی خالی است

مصاحبه با آقای رضا موزونی سرپرست کانون پرورش فکری کودکان نوجوانان استان کرمانشاه ودبیرچهارمین جشن واره ی قصه گویی منطقه ای

مصاحبه از: مرتضی حاتمی

علت میزبانی کانون استان برای جشن واره ی قصه  گویی منطقه ای؟

وچودپتانسیل ها وظرفیت بالای فرهنگی حضور مربیان توان مند وسابقه اجرای خوب جشن واره هادر سال های قبل واعلام آمادگی استان وبسیج امکانات برای برگزاری جشن واره  دست به دست هم دادند تا مامیزبان این جشن واره باشیم.

برگزاری این جشن واره ها چه اهدافی را دنبال می کند؟

یکی ازاین اهداف پاس داشت قصه گویی به عنوان یک فعالیت مهم وترویج این سنت دیرپا ودیرسال درمیان خانواده ها وجامعه وباورمندنمودن اهمیت این هنر وواسطه فرهنگی در انتقال مفاهیم اخلاقی تربیتی دینی  ودریچه ای که بتوانیم این مفاهیم رابه صورت ساده تر راحت تروموثرترانتقال دهیم ودر نهایت درکنار این اهداف  شناسایی مربیان توان مند جهت معرفی به مرحله ی کشوری.

میان قصه گویی  و ادبیات غنی فولکلور چه رابطه ای وجود دارد؟

قصه گویی از ادبیات فولکلور وعامه جدا نمی شود.قصه گویی جزیی از ادبیات عامه است.قصه ها ریشه درگذشته های دور دارند و عمری به درازنای عمربشر وادبیات فولکلور هم خاست گاه اصلی قصه هابوده .درحقیقت در میان این فرهنگ وادبیات متولد می شود.اصالت قصه ها هم در این است که ازدامن همین ادبیات بزرگ وزیبا برخاسته اند و قابلیت ادبیات فولکلور برای هضم وپذیرش مفاهیم برای مخاطب که به وسیله ی قصه گویی منتقل می شود برای تمام گروه های سنی از الف تا بزرگ سال مقدور و میسر می شود.

دنیای امروز آکنده از تکنولوژی وپیش رفت های گسترده است.مخاطبان قصه گویی نیز به نسبت دچار تغییروتحول شده اند. آیا قصه گویی امروزجواب گوی نیازهای مخاطبان امروزی هست؟

به نظرمن قصه گویی یکی از هنرهایی است که درطول زمان توانسته خود رااز هجوم تکنولوژی وپیش رفت های علمی و رسانه ای حفظ کند.روش های قصه گویی طبق نیاز های مخاطبان متفاوت است.با کشف مثلا پارچه روش های نقالی هم به این هنر اضافه می شود.قصه گویی آن قدر پتانسیل و توانایی را دارد که هر روشی می تواند بخشی از نیازهای مخاطب را برطرف کند . حتا امروز هم صدا و سیما و رسانه ها از قصه بهره می گیرند .قصه هاوکارتون های امروز در تلویزیون و سینما ، بن مایه ی قصه دارند . نیاز به شنیدن قصه یک امر ضروری است و همین که ما پای صحبت دیگران می نشینیم و به خاطرات و قصه ها گوش می دهیم این نشان از نیاز فطری و درونی انسان در طول قرن ها و هزاره ها است که هیچ گاه از آن غافل نشده ایم . قصه ها در درون ما هستند .

جغرافیای غرب ایران گنجینه ای قوی ، غنی و پربار از منابع قصه گویی که همان ادبیات فولکلور است ،دارد . در طول زمان ممکن است ادبیات فولکلور دست خوش تغییر قرار گیرد . برای حفظ و تقویت رابطه ی میان قصه گویی و ادبیات فولکلور که یک رابطه ی لازم و ملزومند چه راه کارهایی را پیش نهاد می کنید ؟ مربیان کانون در این زمینه چه نقش و وظیفه ای باید داشته باشند ؟

روش های مختلفی را می توان پیش نهاد داد .مربیان ، مادران و پدران سعی کنند که این قصه ها را به زبان مادری بشنوند و در مواقع ضروری با همان زبان مادری آن ها را به بچه ها انتقال دهند تا اصالت قصه ها حفظ شود . قصه ها ترجمه نشوند . زیرا با این کار اصالت قصه از بین می رود . در این زمینه صدا و سیما نیز نقش برجسته ای دارد تا این هنر را تقویت کند . ضرب المثل ها و قصه های گذشته را مکتوب کند و به روش های مختلف به مخاطبان ارائه دهد . مربیان قصه گو هم بایستی در قصه گویی تلاش کنند و آن را بسیار جدی بگیرند . پیش نهادم این است که مربیان آگاهی خود را از ادبیات کلاسیک ارتقا دهند . برگزاری این گونه جشن واره ها را نیز هم چون قصه گویی زنان و مردان عشایر و روستایی؛ در باور مندی و حفظ این هنر قطعاً موثر خواهد بود . مربیان مناطق با قصه های منطقه ای خود آشنایی کامل داشته باشند و در این زمینه هم پژوهش نمایند . کرمانشاه سرشار از قصه است ، قصه هایی که مشابه آنها در کتاب ها وجود دارد . مربیان ما بایستی از این پتانسیل استفاده کنند و با بیان شیرین ، جذاب و قشنگ و زیبا ، قصه ها را به بچه ها انتقال دهند .

یکی از ویژگی های قصه گویی منطقه ای امسال دعوت از دهقان فداکار آقای ازبر علی حاجوی یا همان ریز علی خواجوی است . شخصیتی که در ذهن ها مخاطبان امروز و گذشته ی دیروزی ، جایگاهی ماندگار و قشنگ داشته است . ازحضور ایشان بگویید.

همه ی قصه های ما با یکی بود یکی نبود و روزی بود و روزگاری بود شروع می شود .
همه ی بچه ها با این کلمات آشنا هستند . بچه ها پس از شنیدن قصه هزاران سوال درباره ی قهرمانان قصه برایشان پیش می آید . برخی از سوال ها آن چنان  قوی و فلسفی است که بعضی از مربیان و والدین و اولیا تربیتی هم برای آنها پاسخی ندارند . آقای ریز علی خواجوی، قهرمان زنده ی  قصه ی معاصر ایران است . از این نوع قصه ها زیاد داشته ایم . در زمان دفاع مقدس فداکاری زیاد داشتیم . همه ی ما کودکی هامان را با زندگی این قهرمان فداکار ، سپری کرده ایم .
می خواهیم به بچه ها بگوییم که فداکاری نمی میرد . فداکاری حتی اگر در نوع خیلی کم هم باشد در ذهن ها باید زنده نگهداشته شود . این که دیگر قطاری نمی آید و کوه ریزش نمی کند و کسی هم نباشد که لباسش را آتش بزند، فداکاری گونه های مختلف دارد .هیچ فداکاری آتش زدن لباس نیست . همین که بچه ای سر امتحان مدادش را به دوست بغل دستی اش بدهد ، این کار نوعی فداکاری است . وقتی از ریز علی تقدیر می شود ، یعنی فداکاری فراموش نمی شود . حتی اگر از این قضیه 80 سال و بیش تر بگذرد و ایشان نتواند با لهجه و گویش ما حرف بزند اما فداکاری ، فداکاری است و امری است ذاتی و فطری و در طول زمان دارای اهمیت و ارزش است . هدف این بود که بچه ها با قهرمان زنده آشنا شوند ، سوالاتی را که در ذهن دارند با او در میان بگذارند و خود ما هم به عنوان بزرگ ترهای امروز و کودکان دیروز ، از ایشان سوال بپرسیم وخاطره هامان را با حضور ایشان زنده کنیم و درنهایت  فرهنگ فداکاری را پاس داشته باشیم .

این جمله را از شما در جایی خواندم که : «در مدارس ما جای زنگ قصه گویی خالی است .» علت بیان این جمله چه بوده؟

قصه گویی یک هنر است و از این هنر باید برای بیان مفاهیم و کلام خود قصه  بهره برد . بسیاری از قصه های زیبا در قرآن کریم است که بعد از قرن ها ما با این قصه ها انس گرفته ایم . وقتی خداوند از این واسطه بهره گرفته چرا این واسطه ی زیباوقشنگ و ناب را فراموش کنیم ؟ در کنار زنگ های رسمی که در کلاس های درس هست ، ایجاد زنگ قصه گویی در راستای محتوای کتاب های درسی ، مثل زنگ ورزش ، ضروری و لازم است و خیلی هم جواب می دهد . اگر آموزش و پرورش در آینده به این سمت پیش برود که برای کلاس های دینی ، علمی و … از روش قصه گویی استفاده کند ، به سمت موفقیت پیش رفته است . می تواند دراین زمینه از کانون وتوان مندی های آن در این زمینه هم استفاده نماید.

حرف پایانی ؟

از همه ی هم کاران خوبم در کانون استان که شبانه روز برای برگزاری این جشن واره تلاش نمودندونیز همه ی مسوولین محترم استان ، مدیران کانون در استان های هم جوار، مربیان کارشناسان،داوران، خبرنگاران و خبر گزاری ها و اصحاب رسیانه ها، صدا و سیمای مرکز کرمانشاه تشکر می کنم .

                   منبع:سایت کانون استان کرمانشاه

چهارمین جشن واره ی قصه گویی منطقه ای کرمانشاه

رضا موزونی ، سرپرست کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان کرمانشاه و دبیر چهارمین جشنواره قصه گویی منطقه ای :

 

سرپرست کانون استان گفت : قصه به درازای عمر انسان است شاید اولین قصه ای که در تاریخ آفرینش گفته شد حضرت آدم (ع) بود که داستان رانده شدن خودش را از بهشت برای بچه هایش تعریف کرده و در فرهنگ دینی و اسلامی و ایرانی ما قصه ردپایی آشکار دارد شما کلام خداوند قرآن را اگر نگاه کنید زیباترین و ظریف ترین قصه ها را در دامن این کتاب مقدس می توان پیدا کنید و خداوند بلند مرتبه زبان قصه را برای قرآن برگزیده است .

قصه هایی مثل قصه ابراهیم (ع) به عنوان نماد رهایی و گذشت از مال و منال و فرزند عزیزش ،

قصه یوسف و یونس و ... قصه های دیگر

موزونی افزود  در فرهنگ ایرانی ما قصه رد پای خوب و جدی دارد و قصه گویی در هجوم رسانه ها نباید به فراموشی سپرده شود  و هدف ما این است که قصه را به داخل خانواده ها بکشانیم و به قصه ارزش دهیم . دیرسالی است که بچه ها با قصه های گرم مادربزرگ نمی خوابند، خاطره و دنیای ما از قصه ها ی قشنگ و زیبای مادر بزرگ و پدر بزرگ پر است اما دریغ که حافظه کودکان ما از آن قصه های قشنگ شیرین خالی است .

قصه یک ابزار تربیتی است برای ما و به صورت غیر مستقیم مفاهیمی که مد نظر داریم اخلاقی علمی ، دینی و ... از طریق قصه به بچه ها آموزش می دهیم و انتقال می دهیم .

ایشان عنوان نمود : ما قصه ها را برای خواب می خوانیم اما قصه ها برای خواب نیستند برای بیداری اند ، بیداری روح ، ایشان عنوان کردند:

خاستگاه قصه ها مشترک هستند و دلیلی بر خاستگاه مشترک بشریت هستند .

موزونی گفت دریغ که برای ضبط قصه های کرمانشاه حرکت جدی صورت نگرفته کرکچل  ما در قصه و افسانه های کردی شاید معادل ای کی یو سان باشد که از مغزش استفاده می کند و معادل قصه های ما از کتابهای برادران گریم آلمانی سر در آوردند.

اینها همگی خاستگاه مشترکی دارند و وسیله ای بوده برای انتقال مفاهیم تربیتی بچه ها ، بچه ها به قصه نیاز دارند چه خوب است بچه ها را با قصه ها آشنا کنیم و دریچه ای باشد برای انتقال فرهنگ های خودی به بچه ها که آنهارا به خود باوری برساند.

  

اجرای سرود به سرپرستی وحید خسروی و نیز حضور عروسکهای قصه ها مثل ماه پیشانی ، کرکچل ، نمکی ، حسن تنبل ، رستم و دیو سفید در جشنواره دیدنی بود.

این جشنواره به مدت 3 روز در استان برگزار شده و در مقدماتی 300 قصه گو از 6 استان غرب کشور حضور داشته که در نهایت 6 نفر برگزیده به جشنواره کشوری قصه گویی در استان اصفهان که امسال با حضور کشور های خارجی برگزار می شود راه پیدا خواهند کرد.

در مراسم افتتاحیه از ریزعلی دهقان فداکار توسط کانون ، استانداری ، اداره کل راه و ترابری و سازمان آموزش و پرورش تقدیر به عمل آمد.

جشن واره به روایت تصویر

21/08/1387  روایت تصویری از جشنواره منطقه ای قصه گویی غرب کشور
 
 
 
 
به نقل از :سایت کانون کرمانشاه
عکس:بهمن زارعی

برگزاری جشن واره ی قصه گویی منطقه ای...

جشن واره ی منطقه ای قصه گویی غرب کشور به میزبانی کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان استان کرمانشاه امروزدوشنبه بیستم آبان ماه درمحل فرهنگ سرای کودک کرمانشاه برگزار شد.

اخبار وگزارش های مربوط به این اتفاق بزرگ فرهنگی به زودی ارائه خواهد شد. 

مصاحبه با آقای خانجانی/کارشناس معاونت فرهنگی

قرارنیست قصه تمام نیازمندیهای کودک امروز را بر دوش بگیرد

آقای علی خانجانی کارشناس معاونت فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میهمان ویژه جشنواره قصه گویی منطقه یک کشور در اردبیل بود، لذا فرصت مغتنمی پیش آمد تا ضمن بهره گیری از نظرات ارزشمند و کارشناسانه ایشان در زمینه های مختلف فرهنگی ، مصاحبه ای نیز در خصوص قصه و قصه گویی با ایشان داشته باشیم که می خوانید.

 اگر نظر «ویلیام بلیک» را در خصوص «معصومیت» و «معصومیت نظام دار» بپذیریم؛ آیا قصه یکی از ابزارهای مهم برای تبدیل معصومیت پاک و ساده انگارانه کودک به «معصومیت نظام دار» نیست؟ اگر چنین است آیا ادبیات کودک در ایران از چنین پتانسیلی برخوردار است؟هر چند که با نظریه این شاعر و تفکر انگلیسی آنطور که باید و شاید آشنا نیستیم اما این را می دانم که در نظام تعلیم و تربیت امروز ، اهل نظر معتقد ند که معلم باید شرایط یادگیری را برای فراگیران آماده کند و از تزریق مستقیم مفاهیم پرهیز کند. در چنین وضعیتی قصه می تواند رفتارهای خوب و بعد و بازتابهای آنها را فرا روی شنوندگان قرار دهند و این شنوندگان قصه ها هستند که نتیجه لازم را در یافت می کنند.بنابرین می توان گفت که این تبدیل در سایه قصه ها صورت می گیرد اما قصه گو فقط و فقط شرایط این انتقال و تبدیل را فراهم می کند و مستقیماً به باید ها و نباید ها نمی پردازد.در حضور برخورداری از ادبیات کودک از این قابلییت باید بگویم که آنجا که رویکرد به متون کهن داشته ایم و توانسته ایم قصه های مناسب نقل شناسایی کنیم عملکردی قابل قبول داشته باشیم.آشنایی کودک با مسایل و ارزشهای اجتماعی و بین المللی از الزامات زندگی بشر امروزی است، آیا قصه های موجود جوابگوی این نیاز هست؟باید توجه داشته باشیم که قرار نیست قصه ها بار تمامی نیازمندیهای کودکان و نوجوانان امروز را بر دوش بگیرند هر چند که ارزشهای اجتماعی هر جامعه بر خاسته از فرهنگ ملی- مذهبی حاکم بر همانجاست و در باید ها و نبایدها رفتاری با هم مشترکاتی دارند.برای مثال دروغگویی یک امر مزموم و ناپسند است و این امر با بشر و زندگی بشری از ابتدا همواره بوده و در همه اعصار نکوهیده شده است و مطمئناً در هیچ زمانی هر چقدر هم که به جلو برویم به امری پسندیده تبدیل نخواهد شد.پرورش روحیه کمک به همنوع و ترویج رفتارهای انسانی از پیدایش انسان تا به امروز امری پسندیده بوده و در آینده نیز در ردیف سجایای اخلاقی قرار خواهند داشت و قصه ها کاری جز ترویج رفتار خوب و تقبیح رفتار بد ندارد و برای بشر در دوره های مختلف می توانند مفید فایده باشند. مشکل آنجاست که ما از قصه ها انتظار داشته باشیم که برای دوره های ریز و درشت بشر امروز نسخه پیچی کنند.در مجموع باید گفت که قصه ممکن است که نتواند به کلیه نیازهای امروز جواب بدهند اما به جهت تاثیر گذاریهای خاص خود باید به عنوان یک ابزار تربیتی موثر مورد توجه متولیان تربیت انسانی قرار گیرند.یکی از کارکردهای قصه؛ کارکرد آموزشی آن است و آموزش مطالب علمی نیاز ضروری کودک امروز است. جنابعالی که چندین سال از نزدیک در جریان برگزاری جشنواره های استانی و کشوری بوده اید چقدر به این مهم توجه شده است؟علل عدم توجه به آن را در چه می دانید؟ آنگونه که استحضار دارید بخش عمده ای از علوم برای کودکان با تکیه بر مشاهدات عینی و آزمایش و تجربه آموخته می شود و بر همین اساس هم با عنوان علوم تجربی در ردیف درسهای آنها قرار گرفته است. طبیعی است که این بخش از علوم تناسب زیادی با قصه گویی که اصلی ترین و در اغلب موارد ابراز آن فقط و فقط کلام   است، سازگاری چندانی ندارد.اما بخش دیگری از علوم مثل بعضی از مباحث مرتبط با نجوم ، پیدایش شب و روز، شرایط آب و هوا یی و نظایر آنها را می توان در قالب قصه به بچه ها منتقل کرد و برگزارکنندگان جشنواره های قصه گویی از آن غافل نبوده اند. نمونه های موفق در این گونه موارد نیز هم در جزوات آموزشی و هم در فیلمهای آموزشی به مربیان معرفی شده و ترغیب و تشویق مربیان را هدف قرار داده است.پس می توان گفت که عدم توجه در کار نبوده بلکه نسبت به دیگر بخشها در اقلیت قرار دارد و علت هم به قابلیت موضوعات علمی بر می گردد.آشنایی کودک با تاریخ و تمدن گذشته یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم کودک برای درک بهتر مسایل و مشکلات امروز اوست چرا نویسندگان و قصه گویان به این امر توجه کمتری دارند؟به نکته خوبی اشاره کردید و دو گروه را مخاطب قرار داده اید یکی هنرمندان نویسنده است که پاسخ را به عهده آنها می گذاریم و گروه دیگر قصه گویان هستنددر ارتباط با قصه گویان و سپاسگزاریهای کانون باید بگویم که ما نیز دقیقاً به این امر واقف هستیم و با شما هم عقیده ایم برای همین امر نیز چند سالی است که رویکردی جدی به متون کهن و تاریخی داریم و سعی کرده ایم در قالب مسابقات قصه پردازی و نیز محدود ه هایی که برای قصه گویان دوره های پیشین طراحی کرده ایم، رجوع به منابع قدیمی و ارزشمند تاریخی را شرایط حضور قلمداد کنیم.منابع ارزشمند ما هر یک از قابلیتهای بسیار بالایی برای قصه گویی برخوردارند و علاوه بر اینکه می تواند به درک بهتر مسائل و مشکلات توسط نسل امروز داشته باشند، خود می توانند باورهای ملی و مذهبی را در بچه ها تقویت کنند و تمدن ایران زمین را به نمایش بگذلرند. قصه های شاهنامه، مثنوی ، بوستان و گلستان مرزبان نامه، جوامع الحکایات و دیگر منابع گرانقدر ما هر یک پشتوانه های ارزشمند برای ادبیات این سرزمین به شمار می روند و روحیه خود باوری را در آینده سازان میهن تقویت  می کنند.در کنار آنچه گفته نشد باید به نقشی که در اتصالات فرهنگی میان نسلهای مختلف و دوره های تاریخی نیز ایفا می کند اشاره کرد و خلاصه اینکه از جایگاه بسیار مهمی برخوردارند. امید این که چنین رویکردی در بخش های دیگر فرهنگی نیز اتفاق بیفتد هر چند که در حیطه نثر تا حدودی این کار انجام شده و با مجموعه های داستانهای برخاسته از متون قدیمی روبرو هستیم اما قالبهای دیگر سمعی بصری نیز در رسانه های دیداری و شنیداری می تواند به غنای این بخش کمک کند.اگر هدف اصلی از برگزاری جشنواره قصه گویی را توسعه کمی و کیفی قصه گویی بدانیم آیا بهتر نیست داوران جشنواره ها به نقد قصه های ارائه شده نیز بپردازند تا ضمن رشد در جریان نقد، اعتراض به رای هئیت داوران پایان پذیرد؟ انتظار بجایی است و در هر یک از جشنواره ها می توان بخش مستقلی را برای این امر مهم در نظر گرفت. زمان بندی و برنامه ریزی نیز تا حد زیادی در این امر موثر است. گفتگوهایی پراکنده همیشه میان داوران و قصه گویان در این خصوص انجام می شود ولی این کار به یک سازماندهی اصولی نیازمند است. برای مثال در همین جشنواره با توجه فرصت مناسبی که درشب قبل از اختتامیه در اختیار داریم، از داور ها خواسته ایم تا فرصتی را برای نقد و نظر قصه ها ایجاد کنند و قصه گویان را با دیدگاههای خود آشنا سازند.عده ای قصه گویی را فعالیت هنری دانسته اند و عده ای بعنوان فن مطرحش می سازند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ آیا تمام مربیان می توانند روزی به یک قصه گویی خوب تبدیل شوند؟ما در تعریف قصه گویی می گوییم «بیان هنرمندانه قصه ها» قصه گویی فعالیتی است که در کنار استعداد ذاتی و برخورداری از صدای مناسب و چهره تاثیر گذار ، مهارت به کارگیری قابلیتهای فردی را نیز محتاج است و به جرات متوان گفت که اصلی ترین بخش نیز شناسایی این توانمندیها و تقویت آنهاست که یک قصه گو را از یک فرد عادی متمایز می کند.استفاده از زبان وجودی اصلی ترین میدان هنر نمایی یک قصه گوست. چگونگی به کارگیری لحن و بیان نوع بهره گیری از نگاه، حرکات به موقع دستها، نشستها و برخاستهای قصه گو در طول اجرا و بسیاری دیگر از رفتارهای یک قصه گو همه و همه مسائلی است فنی که نیاز به آموختن دارد و در کنار اینها آشنایی با قصه های مناسب نقل، دسترسی به منابع تازه و بکر و انتخاب قصه های متناسب با روحیه خود از دیگر مهارتهایی است که قصه گو باید آنها را کسب کند و به عبارت دیگر بیاموزد. از این رهگذر می توان قصه گویی را یک فن به حساب آورد ولی از آنجا که این فن در خدمت انتقال مفاهیم تربیتی و ناب ترین ارتباطات انسانی قرار می گیرد عده ای آن را ردیف والاترین هنر ها می شمارند به اعتقاد بنده قصه گویی هنری است آموختنی و باید آن را در روزگاری که مسائل. مشکلات زندگی ماشینی موجب گردیده تا انسانها کمترین فرصت را برای گفتگوی رو در رو داشته باشند، جدی گرفت و به بهانه های مختلف به آن پرداخت.با توجه به تمام آنچه گفته شد می توانم بگویم هم اینک نیز مربیان علیرغم محدودیتهای که جشنواره ها بر ایشان ایجاد می کند از قصه گویان بین المللی فاصله زیاد ی ندارند و مطمئناً در فضاهای کاری خود که این محدودیتها را ندارند بهتر از این نیز عمل می کنند و من ایمان دارم که هر یک از مربیان کانون می توانند مروجان خوبی در زمینه قصه گویی برای خانوادها باشند.امسال در بخش انتخاب قصه تغییراتی را شاهد بودیم هدف از این کار چه بود و آیا به اهداف مد نظر دست یافتند؟ چند سالی بود که احساس می کردیم مربیان با جشنواره زدگی روبروشده اند و قصه گو خود را محدود به حضور در جشنواره ها کرده اند و اصلی ترین وظیفه خود را که گفتن قصه برای بچه هاست ، کمرنگ کرده اند، برای برخورد با این مسئله و پاسداری از تلاش مربیان قصه گو ، تصمیم گرفتیم که ورود به جشنواره ها را به مربیانی اختصاص دهیم که قصه گویی را در ردیف باور های کاری خود گنجانیده اند و بی آنکه به حضور در جشنواره چشم بدوزند برای بچه ها قصه می گویند. هم از این رو از کارشناسان محترم حوزه ها خواستیم ، مجوز ورودیه جشنواره ها را به اینگونه قصه گویان بدهند و نظر سنجیهای ما نیز نشان می دهد که توفیقاتی در این کار داشته ایم و جشنواره ها هم از حیث حضور قصه گویان و هم از جهت تنوع قصه ها وضعیت بهتری نسبت به قبل پیدا کرده است.با تغییرات و شیوه انتخاب قصه، مربیان نتوانستند امسال قصه گویی با ابزار را انتخاب کنند. برای رفع این مشکل در سالهای آتی چه تدابیری اندیشیده اید؟اینگونه که می فرمایید، نیست و ما در هر جشنواره شاهد قصه گوییهای با ابزار نیز بوده ایم هر چند که ممکن است این بخش با کاهش حضور همراه شده باشد.سیاستگذاری اصلی ما ترویج قصه گوییهای بدون ابزار است زیرا یکی از ویژگیهای قصه گویی و شاخصه های آن با دیگر واسطه های تربیتی ، سهولت و سادگی اجرای آن است ولی این به معنای نادیده گرفتن بخش با ابزار نیست و چنانکه داوران ما با قصه گویانی مواجه باشند که از ابزار در خدمت قصه استفاده می کنند و ابزار را به عنوان مکمل در خدمت گرفته اند، آنها را در ردیف برگزیدگان خود جای می دهند.آقای خانجانی، به عنوان آخرین سوال ضمن تشکر از اختصاص وقت جهت مصاحبه، بفرمائید راه اندازی سایت قصه گویی کانون در چه مرحله ای است؟ سایت قصه گویی کانون با نشانی اتل ومتل اکنون دایر است و چند بخش آن به خوبی فعالیت می کند ولی از فرصت استفاده می کنم و در همین جا از تمامی علاقندان و صاحب نظران دعوت می کنم که با تجارب و اندیشه های خود به اعتلا و غنای آن بیفزایند و معاونت فرهنگی را یاری نمایند.از پیشنهادهای عزیزان در خصوص افزودن بخش یا بخشهای دیگر استقبال می کنم و با کمال میل در خدمت علاقمندان هستیم.

به نقل از :سایت کانون استان اردبیل

افتخاری تازه برای کانون استان

اعضای خوب وهنرمند مرکز فرهنگی هنری سرپل ذهاب در مسابقه ی بین المللی نقاشی کشور طرابلس بیش ترین جایزه را به خود اختصاس دادند.زهرا دارابي سهيلا احمدي 8 ساله و آناهيتا مرادي‌فر 13 ساله اعضای هنرمند کودک ونوجوانی هستند که آثارشان جز ۷برگزیده ی این مسابقه انتخاب شده است.

      به هم کاران خوب وپر تلاش مرکز سرپل ذهاب مربی هنری این مرکز کارشناس هنری کانون استان وسرپرست محترم کانون استان وهمه ی هم کاران صمیمانه تبریک می گوییم.

آسمان کانون استان ستاره باران افتخارات همیشه گی...

خبر کامل رادر سایت مرکزی کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان بخوانید.

 

تبریز جشن واره ی بین المللی ونشست خبری

 

 

معاون فرهنگی کانون :تلاش کانون برای غنی سازی متون نمایشی

صدر ا.. اسد بیگی معاون فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 

 در نشست خبری که به مناسبت برگزاری دوازدهمین جشنواره نمایش

عروسکی به سوالات خبرنگاران در تبریز پاسخ میداد در خصوص اهداف

برگزاری این جشنواره گفت :یکی از دلایل برگزاری این نوع جشنواره ها

هدفمند بودن  نمایش هاست . تا بتواند تاثیر مناسبی در زتدگی کودکان

 و نوجوانان داشته باشد . وی افزود در کنار این مسئله آشنائی با زندگی

جمعی و گروهی از جمله دیگر اهدافی که به کودکان و نوجوانان کمک

میکند تا در ورود به اجتماع با مشکلات کمتری مواجه شوند .

اسدبیگی یکی از مهمترین نواقص حوزه نمایش عروسکی را کمبود متون

نمایشی دانست و. گفت :با برگزاری مسابقه نمایش نامه نویسی در

بین مربیان ، برپائی کارگاه های نمایش نامه نویسی  با حضور اعضاء

و مربیان متخصص در صدد غنی سازی متون نمایشی هستیم و در

جشنواره دوازدهم نمایش عروسکی با برپائی نشستهای تخصصی

 و استفاده از نظرات اندیشمندان ، متخصصان و کارشناسان به آسیب

شناسی این موضوع خواهیم پرداخت .وی انتشار کتاب از متون نمایشی

منتخب و برگزیده را یکی دیگر از کارهای کانون در جهت غنی سازی متون

نمایشی دانست . دبیر دوازدهمین جشنواره نمایش عروسکی با اشاره

به  حضور گروهای نمایش خارجی که برای اولین بار در طول جشنواره های

 عروسکی کانون صورت میگیرد این امر را در راستای  توسعه فعالیت نمایش

 عروسکی کانون و ورود آن به عرصه بین المللی ارزیابی کرد ودر پاسخ به

 سوالی در خصوص ارزیابی خود از یازده دوره گذشته جشنواره نمایش

عروسکی گفت : در دوره های گذشته نمایش ها بیشتر در حد کتابخانه ای

بودند ولی الان احساس ما این است که تمایل مراکز به سمت کارهای

 حرفه ای است .و امروز خیلی از نمایشهای مراکز ما با کارهای حرفه ای

برابری میکند  و بعضی از این نمایشها امسال در حد رقابت در

جشنواره های بین المللی هستند .

اسد بیگی با این حال افزود نباید صرفاً برای جشنواره ها کار کرد و آثار

 مراکز نباید تنها به سمت جشنواره ای  شدن سوق پیدا کند .

اسدبیگی با اشاره به تنوع تکنیک های نمایش عروسکی در جشنواره

دوازدهم گفت در این جشنواره از بین 65نمایش برگزیده استانها که

در رقابتهای منطقه ای شرکت کرده بودند در نهایت 21 نمایش برگزیده

 به بخش مسابقه کشوری راه یافتند . ضمن آنکه 5 گروه دانش آموزی

و 2 گروه خارجی نیز از تاجیکستان و نخجوان نمایش های خود را رائه

 خواهند کرد .

 

 

به نقل از:سایت کانون استان آذر بایجان شرقی

كودكان نقاش ايراني از طرابلس 7 جايزه گرفتند

             كودكان نقاش ايراني از طرابلس 7 جايزه گرفتند

نقاشي مريم آقايي 13 ساله از سميرم اصفهان برنده نشان برنز طرابلس

هفت جايزه ششمين مسابقه بين‌المللي نقاشي طرابلس در ليبي به كودكان و نوجوانان هنرمند ايراني تعلق گرفت.
 به گزارش روابط عمومي كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، در اين مسابقه 2 نشان برنز و جايزه‌اي شامل يك دستگاه ارگ مخصوص كودكان، به
ناديا احمدي دختر 5/9 ساله گنبدي از استان گلستان و مريم آقايي 13 ساله از سميرم استان اصفهان اهدا شد.
 همچنين زهرا دارابي و سهيلا احمدي 8 ساله و آناهيتا مرادي‌فر 13 ساله ازسرپل ذهاب استان كرمانشاه،سارا صفايي 11 ساله از مركز شماره 10 كانون اصفهان و لطيفه زبرجد 12 ساله از مركز شماره 1 كانون گنبد ديپلم افتخار اين رقابت هنري را كسب كردند.
 در ششمين مسابقه نقاشي طرابلس 2008 با موضوع آزاد، 3000 اثر نقاشي از 17 كشور جهان شركت داده شده بود.
 كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان نيز آثار نقاشي 13 عضو خود را به اين مسابقه ارسال كرده بود.

منبع:سایت مرکزی کانون

خبر ناگهانی بود و تکاندهنده...

 و یکباره پاییز را با تمام وجودمان حس کردیم . باورش دشوار بود

دشوار تر از هر باوری...

چند وقتی می شد ندیده بودیمش  اما لبخند تلخ مادرش را چند

 جمله ی تلخ تر کامل کرد: آتوسا دیگر نمی تواند راه برود.

مدرسه؟

 :برای مدرسه بردن بغلش می کنم.

و امروز باور کردیم آسمان در  آغوش حتی اگر به وسعت

آغوشی مادرانه باشد جا نمی شود.

آتوسای کوچک ما با آن پیکر نحیف و شکننده دلی داشت به بزرگی

بزرگترین اقیانوس ها.و پشتکاری برای دست یافتن به بلند ترین قله ها .

اما شايد درد هاي بزرگ به روحش چنان بزرگي بخشيده بود كه جسم

كوچكش تاب همراهيش را نداشت و همين بهانه ي كوچ پرستوي

كوچكمان شد. يادش هميشه زنده و تصوير خنده هايش در قاب

شكسته ي دلمان پاينده.

 

همدلي اوليا و مربيان

 

اولین جلسه ی انجمن اولیا و مربیان پیش دبستانی در مر کز صحنه برگزار شد.

در این جلسه که با حضور مدیریت کانون های استان آقای موزونی و فرماندار جدید صحنه آقای دهنوی برگزار شد نقاط ضعف و قوت کلاس های پیش دبستانی در این مرکز مورد بررسی قرار گرفت.در این جلسه آقای دهنوی ضمن بر شمردن نکات مزایای کانون بر دیگر مراکز خواستار همفکری بیشتر اولیا و مربیان شد.

عكسهاي مربوط به اين خبر به زودي ارائه خواهد شد.