مصاحبه با آقای خانجانی/کارشناس معاونت فرهنگی
| قرارنیست قصه تمام نیازمندیهای کودک امروز را بر دوش بگیرد |
|
آقای علی خانجانی کارشناس معاونت فرهنگی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان میهمان ویژه جشنواره قصه گویی منطقه یک کشور در اردبیل بود، لذا فرصت مغتنمی پیش آمد تا ضمن بهره گیری از نظرات ارزشمند و کارشناسانه ایشان در زمینه های مختلف فرهنگی ، مصاحبه ای نیز در خصوص قصه و قصه گویی با ایشان داشته باشیم که می خوانید. اگر نظر «ویلیام بلیک» را در خصوص «معصومیت» و «معصومیت نظام دار» بپذیریم؛ آیا قصه یکی از ابزارهای مهم برای تبدیل معصومیت پاک و ساده انگارانه کودک به «معصومیت نظام دار» نیست؟ اگر چنین است آیا ادبیات کودک در ایران از چنین پتانسیلی برخوردار است؟هر چند که با نظریه این شاعر و تفکر انگلیسی آنطور که باید و شاید آشنا نیستیم اما این را می دانم که در نظام تعلیم و تربیت امروز ، اهل نظر معتقد ند که معلم باید شرایط یادگیری را برای فراگیران آماده کند و از تزریق مستقیم مفاهیم پرهیز کند. در چنین وضعیتی قصه می تواند رفتارهای خوب و بعد و بازتابهای آنها را فرا روی شنوندگان قرار دهند و این شنوندگان قصه ها هستند که نتیجه لازم را در یافت می کنند.بنابرین می توان گفت که این تبدیل در سایه قصه ها صورت می گیرد اما قصه گو فقط و فقط شرایط این انتقال و تبدیل را فراهم می کند و مستقیماً به باید ها و نباید ها نمی پردازد.در حضور برخورداری از ادبیات کودک از این قابلییت باید بگویم که آنجا که رویکرد به متون کهن داشته ایم و توانسته ایم قصه های مناسب نقل شناسایی کنیم عملکردی قابل قبول داشته باشیم.آشنایی کودک با مسایل و ارزشهای اجتماعی و بین المللی از الزامات زندگی بشر امروزی است، آیا قصه های موجود جوابگوی این نیاز هست؟باید توجه داشته باشیم که قرار نیست قصه ها بار تمامی نیازمندیهای کودکان و نوجوانان امروز را بر دوش بگیرند هر چند که ارزشهای اجتماعی هر جامعه بر خاسته از فرهنگ ملی- مذهبی حاکم بر همانجاست و در باید ها و نبایدها رفتاری با هم مشترکاتی دارند.برای مثال دروغگویی یک امر مزموم و ناپسند است و این امر با بشر و زندگی بشری از ابتدا همواره بوده و در همه اعصار نکوهیده شده است و مطمئناً در هیچ زمانی هر چقدر هم که به جلو برویم به امری پسندیده تبدیل نخواهد شد.پرورش روحیه کمک به همنوع و ترویج رفتارهای انسانی از پیدایش انسان تا به امروز امری پسندیده بوده و در آینده نیز در ردیف سجایای اخلاقی قرار خواهند داشت و قصه ها کاری جز ترویج رفتار خوب و تقبیح رفتار بد ندارد و برای بشر در دوره های مختلف می توانند مفید فایده باشند. مشکل آنجاست که ما از قصه ها انتظار داشته باشیم که برای دوره های ریز و درشت بشر امروز نسخه پیچی کنند.در مجموع باید گفت که قصه ممکن است که نتواند به کلیه نیازهای امروز جواب بدهند اما به جهت تاثیر گذاریهای خاص خود باید به عنوان یک ابزار تربیتی موثر مورد توجه متولیان تربیت انسانی قرار گیرند.یکی از کارکردهای قصه؛ کارکرد آموزشی آن است و آموزش مطالب علمی نیاز ضروری کودک امروز است. جنابعالی که چندین سال از نزدیک در جریان برگزاری جشنواره های استانی و کشوری بوده اید چقدر به این مهم توجه شده است؟علل عدم توجه به آن را در چه می دانید؟ آنگونه که استحضار دارید بخش عمده ای از علوم برای کودکان با تکیه بر مشاهدات عینی و آزمایش و تجربه آموخته می شود و بر همین اساس هم با عنوان علوم تجربی در ردیف درسهای آنها قرار گرفته است. طبیعی است که این بخش از علوم تناسب زیادی با قصه گویی که اصلی ترین و در اغلب موارد ابراز آن فقط و فقط کلام است، سازگاری چندانی ندارد.اما بخش دیگری از علوم مثل بعضی از مباحث مرتبط با نجوم ، پیدایش شب و روز، شرایط آب و هوا یی و نظایر آنها را می توان در قالب قصه به بچه ها منتقل کرد و برگزارکنندگان جشنواره های قصه گویی از آن غافل نبوده اند. نمونه های موفق در این گونه موارد نیز هم در جزوات آموزشی و هم در فیلمهای آموزشی به مربیان معرفی شده و ترغیب و تشویق مربیان را هدف قرار داده است.پس می توان گفت که عدم توجه در کار نبوده بلکه نسبت به دیگر بخشها در اقلیت قرار دارد و علت هم به قابلیت موضوعات علمی بر می گردد.آشنایی کودک با تاریخ و تمدن گذشته یکی دیگر از نیازهای بسیار مهم کودک برای درک بهتر مسایل و مشکلات امروز اوست چرا نویسندگان و قصه گویان به این امر توجه کمتری دارند؟به نکته خوبی اشاره کردید و دو گروه را مخاطب قرار داده اید یکی هنرمندان نویسنده است که پاسخ را به عهده آنها می گذاریم و گروه دیگر قصه گویان هستنددر ارتباط با قصه گویان و سپاسگزاریهای کانون باید بگویم که ما نیز دقیقاً به این امر واقف هستیم و با شما هم عقیده ایم برای همین امر نیز چند سالی است که رویکردی جدی به متون کهن و تاریخی داریم و سعی کرده ایم در قالب مسابقات قصه پردازی و نیز محدود ه هایی که برای قصه گویان دوره های پیشین طراحی کرده ایم، رجوع به منابع قدیمی و ارزشمند تاریخی را شرایط حضور قلمداد کنیم.منابع ارزشمند ما هر یک از قابلیتهای بسیار بالایی برای قصه گویی برخوردارند و علاوه بر اینکه می تواند به درک بهتر مسائل و مشکلات توسط نسل امروز داشته باشند، خود می توانند باورهای ملی و مذهبی را در بچه ها تقویت کنند و تمدن ایران زمین را به نمایش بگذلرند. قصه های شاهنامه، مثنوی ، بوستان و گلستان مرزبان نامه، جوامع الحکایات و دیگر منابع گرانقدر ما هر یک پشتوانه های ارزشمند برای ادبیات این سرزمین به شمار می روند و روحیه خود باوری را در آینده سازان میهن تقویت می کنند.در کنار آنچه گفته نشد باید به نقشی که در اتصالات فرهنگی میان نسلهای مختلف و دوره های تاریخی نیز ایفا می کند اشاره کرد و خلاصه اینکه از جایگاه بسیار مهمی برخوردارند. امید این که چنین رویکردی در بخش های دیگر فرهنگی نیز اتفاق بیفتد هر چند که در حیطه نثر تا حدودی این کار انجام شده و با مجموعه های داستانهای برخاسته از متون قدیمی روبرو هستیم اما قالبهای دیگر سمعی بصری نیز در رسانه های دیداری و شنیداری می تواند به غنای این بخش کمک کند.اگر هدف اصلی از برگزاری جشنواره قصه گویی را توسعه کمی و کیفی قصه گویی بدانیم آیا بهتر نیست داوران جشنواره ها به نقد قصه های ارائه شده نیز بپردازند تا ضمن رشد در جریان نقد، اعتراض به رای هئیت داوران پایان پذیرد؟ انتظار بجایی است و در هر یک از جشنواره ها می توان بخش مستقلی را برای این امر مهم در نظر گرفت. زمان بندی و برنامه ریزی نیز تا حد زیادی در این امر موثر است. گفتگوهایی پراکنده همیشه میان داوران و قصه گویان در این خصوص انجام می شود ولی این کار به یک سازماندهی اصولی نیازمند است. برای مثال در همین جشنواره با توجه فرصت مناسبی که درشب قبل از اختتامیه در اختیار داریم، از داور ها خواسته ایم تا فرصتی را برای نقد و نظر قصه ها ایجاد کنند و قصه گویان را با دیدگاههای خود آشنا سازند.عده ای قصه گویی را فعالیت هنری دانسته اند و عده ای بعنوان فن مطرحش می سازند. نظر جنابعالی در این خصوص چیست؟ آیا تمام مربیان می توانند روزی به یک قصه گویی خوب تبدیل شوند؟ما در تعریف قصه گویی می گوییم «بیان هنرمندانه قصه ها» قصه گویی فعالیتی است که در کنار استعداد ذاتی و برخورداری از صدای مناسب و چهره تاثیر گذار ، مهارت به کارگیری قابلیتهای فردی را نیز محتاج است و به جرات متوان گفت که اصلی ترین بخش نیز شناسایی این توانمندیها و تقویت آنهاست که یک قصه گو را از یک فرد عادی متمایز می کند.استفاده از زبان وجودی اصلی ترین میدان هنر نمایی یک قصه گوست. چگونگی به کارگیری لحن و بیان نوع بهره گیری از نگاه، حرکات به موقع دستها، نشستها و برخاستهای قصه گو در طول اجرا و بسیاری دیگر از رفتارهای یک قصه گو همه و همه مسائلی است فنی که نیاز به آموختن دارد و در کنار اینها آشنایی با قصه های مناسب نقل، دسترسی به منابع تازه و بکر و انتخاب قصه های متناسب با روحیه خود از دیگر مهارتهایی است که قصه گو باید آنها را کسب کند و به عبارت دیگر بیاموزد. از این رهگذر می توان قصه گویی را یک فن به حساب آورد ولی از آنجا که این فن در خدمت انتقال مفاهیم تربیتی و ناب ترین ارتباطات انسانی قرار می گیرد عده ای آن را ردیف والاترین هنر ها می شمارند به اعتقاد بنده قصه گویی هنری است آموختنی و باید آن را در روزگاری که مسائل. مشکلات زندگی ماشینی موجب گردیده تا انسانها کمترین فرصت را برای گفتگوی رو در رو داشته باشند، جدی گرفت و به بهانه های مختلف به آن پرداخت.با توجه به تمام آنچه گفته شد می توانم بگویم هم اینک نیز مربیان علیرغم محدودیتهای که جشنواره ها بر ایشان ایجاد می کند از قصه گویان بین المللی فاصله زیاد ی ندارند و مطمئناً در فضاهای کاری خود که این محدودیتها را ندارند بهتر از این نیز عمل می کنند و من ایمان دارم که هر یک از مربیان کانون می توانند مروجان خوبی در زمینه قصه گویی برای خانوادها باشند.امسال در بخش انتخاب قصه تغییراتی را شاهد بودیم هدف از این کار چه بود و آیا به اهداف مد نظر دست یافتند؟ چند سالی بود که احساس می کردیم مربیان با جشنواره زدگی روبروشده اند و قصه گو خود را محدود به حضور در جشنواره ها کرده اند و اصلی ترین وظیفه خود را که گفتن قصه برای بچه هاست ، کمرنگ کرده اند، برای برخورد با این مسئله و پاسداری از تلاش مربیان قصه گو ، تصمیم گرفتیم که ورود به جشنواره ها را به مربیانی اختصاص دهیم که قصه گویی را در ردیف باور های کاری خود گنجانیده اند و بی آنکه به حضور در جشنواره چشم بدوزند برای بچه ها قصه می گویند. هم از این رو از کارشناسان محترم حوزه ها خواستیم ، مجوز ورودیه جشنواره ها را به اینگونه قصه گویان بدهند و نظر سنجیهای ما نیز نشان می دهد که توفیقاتی در این کار داشته ایم و جشنواره ها هم از حیث حضور قصه گویان و هم از جهت تنوع قصه ها وضعیت بهتری نسبت به قبل پیدا کرده است.با تغییرات و شیوه انتخاب قصه، مربیان نتوانستند امسال قصه گویی با ابزار را انتخاب کنند. برای رفع این مشکل در سالهای آتی چه تدابیری اندیشیده اید؟اینگونه که می فرمایید، نیست و ما در هر جشنواره شاهد قصه گوییهای با ابزار نیز بوده ایم هر چند که ممکن است این بخش با کاهش حضور همراه شده باشد.سیاستگذاری اصلی ما ترویج قصه گوییهای بدون ابزار است زیرا یکی از ویژگیهای قصه گویی و شاخصه های آن با دیگر واسطه های تربیتی ، سهولت و سادگی اجرای آن است ولی این به معنای نادیده گرفتن بخش با ابزار نیست و چنانکه داوران ما با قصه گویانی مواجه باشند که از ابزار در خدمت قصه استفاده می کنند و ابزار را به عنوان مکمل در خدمت گرفته اند، آنها را در ردیف برگزیدگان خود جای می دهند.آقای خانجانی، به عنوان آخرین سوال ضمن تشکر از اختصاص وقت جهت مصاحبه، بفرمائید راه اندازی سایت قصه گویی کانون در چه مرحله ای است؟ سایت قصه گویی کانون با نشانی اتل ومتل اکنون دایر است و چند بخش آن به خوبی فعالیت می کند ولی از فرصت استفاده می کنم و در همین جا از تمامی علاقندان و صاحب نظران دعوت می کنم که با تجارب و اندیشه های خود به اعتلا و غنای آن بیفزایند و معاونت فرهنگی را یاری نمایند.از پیشنهادهای عزیزان در خصوص افزودن بخش یا بخشهای دیگر استقبال می کنم و با کمال میل در خدمت علاقمندان هستیم. |
به نقل از :سایت کانون استان اردبیل

خداوندا! به لبهای کودکان سرزمینم لبخند همیشگی عطا کن!