صلوات بر فاطمه (سلام‌الله‌عليها)

رسول خدا (صلّی ‌‌الله‌ عليه‌ وآله):

يا فاطِمَةُ! مَنْ صَلَّى عَلَيْكِ غَفَرَ اللهُ لَهُ وألْحَقَهُ بِي حَيْثُ كُنْتُ مِنَ الْجَنَّةِ.

ای فاطمه! هر كه بر تو درود فرستد، خداوند او را بیامرزد و هر جای بهشت باشم او را به من ملحق کند.

O Fātimah, if someone utters Salawāt upon you, God will forgive him and lead him to my position in paradise.
بحار الأنوار، ج 43، ص 55
 
 

 معنای لغوی فدک
فدک از نظر لغوی به معنای باز وپراکنده وحلاجی شدن است مثل این که گویند:« فدک القطن» یعنی پنبه بازوحلاجی شد.
• موقعیت جغرافیایی فدک
فدک سرزمین آباد وحاصلخیزی بودکه در نزدیکی خیبر قرار داشت واز نظر جغرافیایی در شمال مدینه واقع شده بود. وفاصله ی آن با مدینه بیش از 100 کیلومتر بوده است
• ساکنان اصلی فدک
ساکنان اصلی فدک عده ای از یهود بودند که با اهل خیبر در ارتباط بودند. نام این سرزمین به اسم «فدک بن هام» پسر «هام بن نوح» اول کسی که در آنجا سکونت یافته نامگذاری شده است. (1)
• اهمیت وارزش اقتصادی فدک
فدک پس از دژهای خیبر محّل اتّکای یهودیان حجاز به شمار می رفته وهمانطور که قبلاً اشاره شد سرزمینی حاصلخیز با چشمه های پرآب ونخلستان های وسیع بوده وبه دلیل مرغوبیت از اهمیت فوق العاد ه ای برای کشاورزی برخورداربوده است. در آمد هر سال فدک نزدیک به 24 هزار دینار بوده ودر برخی از روایات در آمد آن را تا 70 هزار دینارهم دانسته اند.(2)
• فتح فدک به دست سپاه اسلام
در سال هفتم هجری وحدود چهارسال قبل از رحلت پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) جبرئیل نازل شد واز جانب خداوند دستور فتح فدک را آورد. در این فرمان تصریح شده بود که اقدام بایستی توسط شخص پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وامیرالمؤمنین (علیه السّلام) انجام شود ومسلمانان در آن شرکت نکنند.
پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز پس از آنکه نیروهای یهود را در در خیبر و وادی الاقری وتیما درهم شکست برای پایان دادن به قدرت یهود در این سرزمین – که برای اسلام ومسلمانان کانون خطر وتحریک بر ضد اسلام به شمار می رفت – تصمیم به فتح فدک می گیرند. پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به همراه شخص امیرالمؤمنین (علیه السّلام) اسلحه لازم را برداشتند و در تاریکی شب از لشگر جدا شدند وخودرا به کنار قلعه ی فدک رساندند . مردم فدک که پیگیر اخبار فتح خیبر بودند از وحشت به قلعه پناه برده بودند متوجه حضور پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وعلی (علیه السّلام) در کنار دیوارهای قلعه نشدند.
امام علی (علیه السّلام) از این فرصت استفاده کرد وبر کتف پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قرار گرفت واز دیوار قلعه بالارفت وآنگاه که بر بالای دیوار قرار گرفت شروع به اذان گفتن کرد.
مردم قلعه ی فدک گمان کردند که سربازان اسلام بر بالای قلعه هستند، فرارکنان درهای قلعه را باز کردند وازآن خارج شدند وپیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نیز که بیرون قلعه منتظر آنان بودند با آنان درگیر شد وتوانست فرزندان وخود آنان را اسیر کند.(3)
یهودیان فدک برای آزادی خود متعهد شدند که نصف یا ثلث درآمد محصول خود را هرسال در اختیار پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) بگذارند وبدین ترتیب قراردادی بین پیامبر وفرستاده ی یهودیان به امضاء رسید واهالی فدک از آن پس تحت حمایت اسلام قرار گرفتند وحکومت اسلام نیز متقابلاً تأمین امنیت منطقه ی آنان را متعهد شد.
• فدک خالصه ی پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)
اموالی که در اختیار پیامبر قرار داشت بر دو نوع بود:
1- اموال خصوصی :
اموالی که پیامبر شخصاً مالک آنها بود به عنوان اموال خصوصی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نام برده می شود. تکلیف این اموال درزمان حیات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) با خود او بود وپس از گذشت وی مطابق قانون ارث در اسلام به وارث آن منتقل می شود. 2- اموال خالصه:
اموالی که متعلق به حکومت اسلامی بوده و پیامبر به عنوان ولی مسلمانان در آن تصرف می کرد ودر راه مصالح اسلام ومسلمانان به مصرف می رساند، اصطلاحاً خالصه نامیده می شود. ودر مباحث فقهی به آن فییء (4)گویند.
با این مقدمات نتیجه این است که فدک به تصریح قرآن ملک خالصه وشخصی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می بوده زیرا ، این سرزمین بدون لشکرکشی مسلمانان وبدون کوچکترین دخالت آنان فتح شد. وهیچ یک از علمای شیعه وسنی در این مسأله اختلاف نظری ندارند. قرآن کریم به خالصه بودن فدک برای پیامبر در آیه ی ذیل صراحتاً اشاره می کند:«مااَفاءَ اللهُ عَلی رَسولهِ مِن اَهلِ القُری فَلِلهِ ولِلرّسولِ ولِذِی القُربی....... فَما أَو جَفتُم عَلَیهِ مِن خَیلٍ وَلارِکابٍ ولکنَّ اللهَ یُسلِّطُ رُسُلَهُ عَلی مَن یَشاءُ .(5)
هم چنین از مذاکرات حضرت فاطمه (علیها السّلام) با ابوبکر به خوبی خالصه بودن فدک آشکار می شود که طرفین تخاصم هم آن را پذیرفته بودند • پیامبر فدک را به فاطمه می بخشد
فدک خالصه ی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) وعوائد آن را آن طور که در قوانین اسلام مشخص شده بود در موارد خاصی به کار می برد. از جمله آن موارد: صرف امور خیریه وهمچنین برطرف ساختن نیازمندی های مشروع نزدیکان خود بود. تا اینکه جبرئیل فرود آمد و آیه ی :
«وَآتِ ذَالقُربی حَقَّهُ وَالمِسکینَ وابنَ السَّبیل»(6) نازل شد وپیامبر دختر خود حضرت فاطمه (علیها السّلام) را خواست وفدک را به وی واگذار کرد. ناقل این مطلب «ابوسعید خدری» یکی از صحابی بزرگ رسول اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) است .(7)
• سند فدک معتبر است
علمای شیعه وگروهی از محدثین اهل تسنن اتفاق نظر دارند که وقتی آیه ی «آت ذالقُربی» نازل شد. پیامبر او را به دختر خود بخشید.
از جمله ی محدثین اهل تسنن عبارتند از(8):
1- جلال الدین سیوطی
2- مُتقی هندی
3- ثعلبی
4- احمد بن عبدالعزیز جوهری
5 - ابن ابی الحدید
6 - حَلبی
7- مسعودی
8- یاقوت حموی
و از جمله محدثین می توان به شخصیت هایی چون:
1- مرحوم کلینی
2- عیاشی
3- شیخ صدوق اشاره کرد.
بنابراین جای هیچگونه شبهه ای در اصل فدک ، سند آن وخطبه ی حضرت زهرا (علیها السّلام) نیست.
کلیه ی مفسرین شیعه وسنی قبول دارند که آیه ی «آت ذالقُربی » در حق نزدیکان پیامبر است و دختر آن حضرت ، بهترین مصداق «ذالقُربی» است. نیز این مطلب که هنگام نزول این آیه ، پیامبر فدک را به دختر خود بخشید، مورد اتفاق دانشمندان شیعه وبرخی از دانشمندان اهل تسنن است.
چرا پیامبر فدک را به دختر خود می بخشد؟
در بخش قبل بیان شد که پیامبر بعد از نزول آیه، فدک را به حضرت فاطمه (علیها السّلام) بخشید . حال در این جا ممکن است این سؤال مطرح شود که چرا پیامبر فدک را به دختر خود بخشید؟
جواب هایی را که علمای شیعه به این سؤال داده اند متفاوت است که برخی از آنها اشاره می کنیم:
1- زمامداری مسلمانان بعد از وفات پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) طبق تصریحات مُکّرر ایشان با حضرت علی (علیه السّلام) بود. وپیامبر نیز به خوبی می دانست که مقام و منصب خلافت به هزینه ی سنگینی نیاز دارد. بنابراین فدک را به حضرت فاطمه (علیها السّلام) بخشید که همسر ایشان بعداً بتواند از درآمد فدک به نحو احسن استفاده کند.
2- اهل بیت ودودمان پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) باید بعد از ایشان به صورت آبرومندی زندگی می کردند. برای تأمین این منظور پیامبر فدک را به دختر خود بخشید.
3- پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به خوبی واقف بود که گروهی به علل مختلف کینه ی حضرت علی (علیه السّلام) را در دل داشتند ودارند. یکی از راههای زدودن این کینه ها این بود که امام از طریق کمک های مالی از آنان دلجویی کند وعواطف آنان را به خود جلب نماید و از این طریق موانع عاطفی را که بر سر راه خلافت بود از میان برداشته شود.
4- دلیل دیگری را که می شود ذکر کرد این است که خود پیامبر می فرماید:این فدک در عوض ومهریه ی مادرت حضرت خدیجه (علیها السّلام) می باشد.
• فدک جزء میراث پیامبر نمی باشد.
پیامبر اکرم پس از نزول آیه ی «وآت ذالقُربی» وبا در نظر گرفتن دلایلی که قبلاً ذکر شد، فدک را به حضرت فاطمه (علیها السّلام) بخشید. پیامبر ورقه ای خواست وامام علی (علیه السّلام) را خواست وفرمود:« سند فدک را به عنوان بخشودگی واعطایی پیامبر بنویس وثبت کن »امیرالمومنین (علیه السّلام) آن را نوشت وخود حضرت با اُم ایمن بر آن شهادت دادند. حضرت زهرا(علیها السّلام) این نوشته را تحویل گرفت وهنگام غصب فدک آن را عیناً نزد ابوبکر آورد وبه عنوان مدرک ارائه فرمود.
فقهای امامیه می گویند(9) که چیزی که در زمان حیات متوفّی از ملک انسان خارج شده وجزء ارث نیست . ومانند چیزی است که انسان به کسی بفروشد. مسلماً جای هیچ گونه حرف وحدیث وتردیدی نیست که مال فروخته شده جزء ارثیه نیست.
• پاسخ به پرسش
ممکن است گفته شود سوره ی اسراء یک سوره ی مکی است وماجرای فدک وبخشش پیامبردرسال هفتم هجری اتفاق افتاده است چگونه ممکن است آیه ی که در مکه نازل شده ، حکم حادثه هایی را کند که چند سال بعد رخ خواهد داد؟
پاسخ روشن است. مقصود از اینکه سوره ای مکی یا مدنی است این است که اکثر آیات آن در مکه یا مدینه نازل شده نه تمام آیات آن،(10) زیرا در بسیاری از سوره های مکی ، آیات مَدَنی نیز وجود دارد وبالعکس ، به علاوه مضمون آیه گواه است که آیه در مدینه نازل شده ، زیرا پیامبر در مکه امکانات زیادی نداشت که حق خویشان ومستمندان ودر راه ماندگان را بدهد.
• فدک تا رحلت پیامبر
پس از آنکه پیامبر فدک را به فاطمه (علیها السّلام) بخشید. حضرت زهرا (علیها السّلام) عرض کرد: ای پدر شما تا زنده هستید من نمی خواهم تصرفی در آن داشته باشم . پیامبر فرمود : ترس آن دارم که نااهلان ، تصرف نکردن تو در زمان حیاتم را بهانه ای قرار دهند وبعد از من آن را از تو منع کنند. وفاطمه (علیها السّلام) همان روش پدر را در پیش گرفت وعوائد آن را به فتح فقراءومستمندان هزینه کرد.
فدک خالصه ی فاطمه (علیها السّلام) بود تا اینکه رسول گرامی اسلام بدرود حیات گفتند. در این زمان فدک دستخوش هوای آلوده ی سیاست گردید.
ده روز پس ازرحلت پیامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم)(11) مأموران ابوبکر به دستور خاص او به فدک رفتند ونماینده ی حضرت زهرا (علیها السّلام) را ازآنجا اخراج کردند ومُلک آن را غصب نمودند ودرآمد آن را به طور کامل برای مخارج حکومت غاصبانه ی خود صرف کردند وکوچکترین توجهی به سابقه ی مفصل امرالهی وعمل پیامبر در مورد فدک وسندی که تنظیم شده بود وشاهدانی که گواهی دادند وآنچه پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در حضور مردم فرموده بود نکردند.

                 مراسم بزرگ داشت بانوی دوعالم در مرکز صحنه برگزار شد.

در این مراسم ضمن اجرای برنامه ی زنجیر زنی و مداحی توسط کودکان عضو هیئت عزاداران حسینی مرکز

با قصه گویی از زندگی حضرت فاطمه (س) سعی در شناساندن شخصیت این بانوی بزرگوار به کودکان و نوجوانان

شد. در خلال این برنامه اعضا اهل قلم مرکز نیز در شان این بانوی گرانقدر ابراز عشق و ارادت نمودند.

مانور پیش گیری از زلزله با حضور غنچه های هلال در مرکز صحنه برگزار شد.

 در این مانور که در سالن اجتماعات کانون پرورش فکری مرکز صحنه برگزار شد علاوه بر ۵۰ عضو

پیش دبستانی مرکز که از مهر ماه ۸۸به عضویت غنچه های هلال جمعیت هلال در آمده اند ۱۰۰

کودک دیگر نیز از پیش دبستانی های سطح شهر حضور داشتند. در این برنامه کودکان خردسال با

کمک نمایش و بازی باشیوه های مراقبت از خویش در هنگام زلزله آشنا شدند.

از علی آموز اخلاص عمل

 

 

میهمانان علی (ع)

مردی با پسرش، به عنوان میهمان، بر علی - عليه‏السلام - وارد شدند. علی(ع) با اكرام و احترام بسيار آنها را در صدر مجلس نشانيد و خودش روبروی آنها نشست. موقع صرف غذا رسيد. غذا آوردند و صرف شد. بعد از غذا، قنبر غلام معروف علی(ع)، حوله‏ای و طشتی و ابريقی برای شستن دست آورد. علی (ع) آنها را از دست قنبر گرفت و جلو رفت تا دست میهمان را بشويد. میهمان خود را عقب كشيد و گفت: "مگر چنين چيزی ممكن است كه من دست هايم را بگيرم و شما بشویيد." علی(ع) فرمود: برادر تو، از سر تو است، از تو جدا نيست، می خواهد عهده دار خدمت تو بشود، در عوض خداوند به او پاداش خواهد داد، چرا می خواهی مانع كارثوابی بشوی؟" باز هم آن مرد امتناع كرد. آخر علی(ع) او را قسم داد كه: "من می خواهم به شرف خدمت برادر مؤمن نائل گردم، مانع كار من مشو." میهمان با حالت شرمندگی حاضر شد. علی فرمود: "خواهش می کنم دست خود را درست و كامل بشويی، همان طوری كه اگر قنبر می خواست دستت را بشويد می شستی، خجالت و تعارف را كنار بگذار." همين كه از شستن دست مهمان فارغ شد، به پسر برومند خود محمد بن حنفيه گفت: "دست پسر را تو بشوی. من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوی. اگر پدر اين پسر در اينجا نمی بود و تنها خود اين پسر میهمان ما بود من خودم دستش را می شستم، اما خداوند دوست دارد آنجا كه پدر و پسری هر دو حاضرند، بين آنها در احترامات فرق گذاشته شود." محمد به امر پدر برخاست و دست پسر میهمان را شست.

امام حسن عسكری(ع) وقتی كه اين داستان را نقل كردند، فرمودند: "شيعه حقيقی بايد اين طور باشد."

داستان راستان علامه شهید مرتضی مطهری - به نقل از: بحارالانوار، جلد 9، چاپ تبريز، صفحه. 598

هنوز عاشقم آن مهربان یکتا را

مسئول مرکز صحنه با اهدا شاخه های گل به معلمان مدارس هم جوار مرکز. هفته ی معلم را به

آنان تبریک گفت.در خلال این دیدارها نیز باحضور در کلاسهای درس ضمن معرفی شخصیت استاد

مطهری از کتاب داستان راستان قصه هایی را قصه گویی نمود.

تو همیشه معلم هستی

در روز ۱۳ اردیبهشت همکاران مرکز صحنه به دیدار فرماندار شهرستان که روزی معلم بوده اند و

مدیر آموزش و پرورش شهرستان رفته و با با اهدا گل از آنان تجلیل نمودند .در این دیدار آقای

دهنوی فرماندار شهرستان عنوان کردند از کانون سپاسگذارم که به یادم آورد من هنوز هم می

توانم ساکن دیار مقدس معلمی باشم.

راست گفتار جاوید

... سخن گفتن پيرامون فضايل و كرامات نبي اكرم(ص) و خاندان مكرم آن حضرت و نقل داستانهايي از زندگاني پربار آنان، همواره در طول تاريخ مورد توجه ويژه انديشمندان و سخنوران نامدار قرار گرفته است. لذا، در ادبيات عرب و ادبيات پارسي مي توان به نمونه هاي متعددي در اين خصوص اشاره داشت كه نويسنده براساس ارادت و عشق بي پايان خويش به ساحت مقدس رسول اعظم(ص) و اهل بيت آن حضرت، سعي در بيان فرازهايي از سيره آن بزرگواران داشته است، با اين هدف كه بيان راه و روش زندگاني پربركت آنان چراغ راه نسل امروز و نسلهاي فردا باشد و از تمسك جستن به اين خاندان و پيروي از آنان، سعادت دنيا و آخرت ميسر است.
به تحقيق و به جرأت مي توان ادعا كرد كه تاكنون زندگاني هيچ يك از مشاهير جهان اين گونه مورد توجه علما و متفكران قرار نگرفته است و درباره هيچ شخصيتي تا به اين اندازه كتاب و رساله هاي تحقيقي به رشته نگارش درنيامده است. اين امر بدون شك ريشه در دعوت راستين و رسالت الهي پيامبر(ص) و خاندان پاك او دارد كه بر هيچ پژوهشگر حق جو و واقع نگري پوشيده نيست.در قلمرو زبان فارسي، نگارش آثاري در اين باره، به سده چهارم هـ.ق باز مي گردد. اين آثار به صورت منظوم و منثور بخش اعظمي از ادبيات فارسي را شامل مي شوند كه برخي از اين آثار در شمار شاهكارهاي بي بديل ادبيات جهان قرار دارند و با وجود گذشت قرنهاي متمادي، هنوز نيز در شمار پرمخاطب ترين آثار ادبي محسوب مي شوند.
از آثار پيشينيان، آنچه در اين مجال مي توان به عنوان نمونه مثال آورد، اثر سترگ شيخ فريد الدين عطار نيشابوري يعني كتاب "تذكرة الاوليا" است. اين كتاب سراسر شرح زندگاني اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است و فرازهاي بسياري از زندگاني پيشوايان بزرگ عالم تشيع در آن به رشته تحرير درآمده است. عطار در اين كتاب با نثري شيوا به توصيف صحنه هايي از عظمت كردار بزرگان دين پرداخته است و بدين صورت از آنان به عنوان يگانه الگوهاي راستين انسان كامل ياد مي كند.
هر چند آثاري كه با اين مضمون خلق شده اند شمار فراواني را شامل مي شوند و در هيچ يك از زمانهاي پس از ظهور اسلام نمي توان دوره اي را مثال زد كه اثري در اين خصوص آفريده نشده باشد، باز هم اين همه اثر نتوانسته است جوابگوي عطش روزافزون مردمي باشد كه عاشقانه و در همه حال در جستجوي شنيدن و يا خواندن فضيلتي از فضايل بيكران اهل بيت(ع) هستند. همچنانكه در هر عصري متفكران و سخن سراياني قدم به عرصه حيات نهاده اند كه بيان و شرح اين ماجرا را در شمار وظايف خويش دانسته اند و با تلاشي شگفت كوشيده اند تا بر اين مجموعه بيفزايند وعرض ارادتي نموده باشند به پيشگاه مقدس بهترين و برترين خاندان كه محبوبيتي لايزال دارند.
ناگفته نماند، از جمله عواملي كه سبب احساس نياز در اين قلمرو بوده است، علاوه بر مسأله تطور زباني و پيدايش سبكهاي نوين، مسأله دگرگونيهاي فرهنگي و اجتماعي بوده كه پديدآورنده ضرورتهاي تازه اي گرديده است كه الزاماً شايسته درك و پاسخگويي متفكران بوده و به تناسب اوضاع جامعه و حوايج آن ارائه طريق ديگري را ايجاب مي نموده است.اين نكته در مورد شهيد مطهري كاملاً مصداق دارد. او چنانكه در مقدمه كتاب "عدل الهي" بيان نموده است، هدفش از نوشتن كتاب يا مقاله، حل مشكلات و پاسخگويي به سؤالهايي است كه در زمينه مسايل اسلامي درعصر ما مطرح است. وي در اين مقدمه از محاسبه احتياجها و درجه بندي ضرورتها نيز سخن به ميان آورده است و اصل "الاهم فالاهم" را معياركار خويش برشمرده است. "داستان راستان" مجموعه اي از داستانهاي كوتاه اخلاقي است كه با الهام از زندگاني پيامبر(ص) و پيشوايان مكتب تشيع، در 2 جلد به رشته تحرير درآمده است.
در نگاه نخست، نثر روان و بي تكلف استاد نشانگر آن است كه وي در نگارش اين كتاب درصدد كسب اسم و رسم نبوده، بلكه درد دين و جوابگويي به خلأ موجود در اين زمينه، انگيزه خلق اين اثر شده است.در كتابنامه توصيفي و موضوعي آثار استاد شهيد مطهري، تاريخ نگارش جلد اول اين كتاب سال 1339 و تاريخ نگارش جلد دوم آن سال 1343 ذكر شده است. اين كتاب در شمار معدود آثاري است كه به محض چاپ با رويكرد كم نظيري روبرو شده و در اندك زماني به چاپهاي متعدد

ارسال اين مقاله براي دوستان:
آدرس پست الکترونيکي
ادامه نوشته