راست گفتار جاوید
رسيده است. تا آنجا كه در بين عموم مردم شايد هيچ يك از كتابهاي استاد به اندازه اين كتاب از شهرت و معروفيت برخوردار نباشد.استقبال از اين كتاب به اندازه اي بود كه پس از شهادت استاد، نويسندگان و محققاني را بر آن داشت تا در جهت پاسخگويي به عطش جامعه، به سراغ ساير آثار استاد بروند و داستانهايي را كه وي در ضمن سخنرانيها و يا تأليفاتشان بدان استناد و استشهاد نموده اند، استخراج نموده و به عنوان كتابي مستقل در ادامه "داستان راستان" چاپ و منتشر نمايند. كتاب "حكايتها و هدايتها" كه به اهتمام محمدجواد صاحبي گردآوري و چاپ شده، نمونه اي از اين تلاشهاست كه نمايانگر ميزان تأثير "داستان راستان" در سطح جامعه است. همچنين، تأثيرگذاري اين اثر به همين مقدار محدود نشده است و چه بسيار نويسندگان و پژوهشگراني كه با الهام از اين سبك و سياق، به نگارش آثاري در اين باره پرداخته اند.
استاد مطهري در پيشگفتار جلد نخست "داستان راستان"ابتكار و ايده خلق اين اثر را به يكي از دوستان فاضل خود كه طي نشستي در "هيأت تحريريه شركت انتشار" مطرح نموده، نسبت مي دهد. اما آنكه تعهد انجام اين وظيفه را تقبل مي كند، كسي جز خود استاد نيست. اگر چه اين كتاب براي خواص و عوام هر دو قابل استفاده است، اما استاد منظور اصلي خويش را در نگارش كتاب طبقه عوام مي داند، پس گروهي از خواص در آن دوران استاد را مورد ملامت قرار مي دهند و با اظهار تأسف، از او مي خواهند كه دست از اين كار ساده بردارد و به كارهاي علمي مهمتري مشغول شود! برخي نيز به ايشان پيشنهاد مي كنند كه "لااقل اين كتاب را با نام خودت منتشر نكن!" پاسخ استاد به اين خواص، پاسخي مستدل و خواندني است.
استاد در مقدمه جلد نخست در ادامه شرح دلنشين و در عين حال غم انگيز مناظره با خواص ساده انديش، از نوع تفكر آنان به عنوان يك بيماري اجتماعي نام مي برد كه به صورت يك انحراف بزرگ از تعليمات عاليه اسلامي در جامعه شكل گرفته و شيوع پيدا كرده است. از نظر استاد، جبران فقر كتابهاي مفيد و سودمند كه به حال جامعه اسلامي مفيد فايده اي باشد، وظيفه اي است كه بايد مورد توجه علما و انديشمندان مسلمان قرار گيرد و مقياس بزرگي و كوچكي كار به نتيجه و اثر آن بستگي فراوان دارد.
استاد منظور خويش را "عوام" قرار داده است "زيرا تنها اين طبقاتند كه ميلي به عدالت و انصاف، و خضوعي در برابر حق و حقيقت در آنها موجود است." و صلاح و فساد طبقات اجتماع را در يكديگر مؤثر مي داند و با نقل بخشي از فرمان حكومتي امام علي بن ابيطالب(ع) به مالك اشتر نخعي، چنين نتيجه گيري مي كند: "اين فكر غلطي است از يك عده طرفداران اصلاح كه هر وقت در فكر يك كار اصلاحي مي افتند، زعماي هر صنف را در نظر مي گيرند، و آن قله هاي مرتفع در نظرشان مجسم مي شود و مي خواهند از آن ارتفاعات منيع شروع كنند."
نامگذاري هر كتابي، براي خود ماجرا و علت و انگيزه اي دارد كه جالب و شنيدني است. لذا براي آنانكه علت نامگذاري اين كتاب را نمي دانند و در ذهن خود اين سؤال را داشته اند كه چرا "داستان راستان"، بايد از زبان استاد علت اين امر را شنيد: "نام اين كتاب را به اعتبار اينكه غالب قهرمانان اين داستانها كساني هستند كه راست رو و بر صراط مستقيم مي باشند و در زبان قرآن كريم "صديقين" ناميده شده اند... و از آن جهت هم كه معمولاً طالبان و خوانندگان اين گونه داستانها افرادي هستند كه مي خواهند راست گام بردارند، و اين كتاب براي آنها و به خاطر آنهاست، ما اين داستانها را مي توانيم داستان راستان بدانيم. گذشته از همه اينها، چون اين داستانها ساخته وهم و خيال نيست، بلكه قضايايي است كه در دنيا واقع شده و در متون كتبي قضاياي حقيقي با كمال صداقت و راستي و امانت ضبط شده، از اين رو مناسب بود كه ماده راستي را در جزء نام اين كتاب قرار دهيم."
در مقدمه جلد دوم "داستان راستان" استاد خبر از استقبال رضايت بخش جامعه و تجديد چاپ جلد اول را همراه با خبر استقبال راديو ايران در آن روزگار از اين كتاب مي دهد. پخش داستانهاي اين كتاب در ايام ماه مبارك رمضان و مورد پسند و قبول شنوندگان واقع شدن آن، در نظر استاد داراي مفهوم عظيم و گسترده اي است كه همانا "آمادگي آنان براي شنيدن و خواندن مطالب خوب ديني است و اين امر وظيفه رهبران و نويسندگان ديني را مشكل تر مي كند."
جلد اول داستان راستان داراي 75 داستان است و جلد دوم آن داراي 50 داستان، كه داستانهاي جلد دوم اغلب از داستانهاي جلد اول طولاني تر است و در مجموع 125 داستان را شامل مي شود. داستانهاي اين كتاب برگرفته از كتب حديث و كتب تاريخي است و نويسنده كوشيده است تا به لحاظ حفظ امانت چيزي از خود بر اصل واقعه اضافه نكند، اما در حدود قراين احوال، داستان را پرورش داده و در قالب عامه فهم تري آن را عرضه نمايد.همچنين در كنار داستانهايي درباره زندگاني پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) داستانهايي نيز درباره اصحاب آن حضرت و شخصيتهاي بزرگ عالم اسلام نظير دانشمنداني همچون ابن سينا، غزالي و حتي شخصيتهاي بزرگ غيرمسلمان مانند ديوژن (حكيم نامدار يوناني) نيز درج شده است كه نشانگر عمق نگاه و سعه صدر نويسنده است. استاد در اين باره مي گويد: "اكثر اين داستانها از كتب حديث گرفته شده و قهرمان داستان يكي از پيشوايان بزرگ دين است. ولي البته منحصر به اين گونه داستانها، از كتب رجال و تراجم و تواريخ و سير هم استفاده شده و داستانهايي از علما و شخصيتها آورده شده كه سودمند و آموزنده است. در اين قسمت نيز اعمال جمود و تعصب نشده و تنها به رجال شيعه اختصاص نيافته است..."
اما هدف هوشمندانه ديگر استاد از نگارش اين كتاب، ارايه يك راهنماي اخلاقي و اجتماعي و مقياسي براي اندازه گيري حقيقت و روح تعاليم اسلامي در جامعه است كه در مقايسه با اين نمونه ها به راستي چه اندازه از معني و حقيقت اسلام معمول و مجري است. اشاره استاد به اين نكته، نشانگر روح انقلابي او و تلاش در جهت حماسه آفرين بودن آثار اوست.
در كنار مجموعه خصوصياتي كه برشمرده شد، ايجاز و پرهيز از اطناب كلام، به كار گرفتن الفاظ، اصطلاحات و تعبيرات تازه، و ابتكارهاي وي در نحوه روايت رويدادها، آشنايي با روحيات و مقتضيات، از ديگر ويژگيهاي اين اثر ارزنده و تأثيرگذار است.
استاد مطهري در پيشگفتار جلد نخست "داستان راستان"ابتكار و ايده خلق اين اثر را به يكي از دوستان فاضل خود كه طي نشستي در "هيأت تحريريه شركت انتشار" مطرح نموده، نسبت مي دهد. اما آنكه تعهد انجام اين وظيفه را تقبل مي كند، كسي جز خود استاد نيست. اگر چه اين كتاب براي خواص و عوام هر دو قابل استفاده است، اما استاد منظور اصلي خويش را در نگارش كتاب طبقه عوام مي داند، پس گروهي از خواص در آن دوران استاد را مورد ملامت قرار مي دهند و با اظهار تأسف، از او مي خواهند كه دست از اين كار ساده بردارد و به كارهاي علمي مهمتري مشغول شود! برخي نيز به ايشان پيشنهاد مي كنند كه "لااقل اين كتاب را با نام خودت منتشر نكن!" پاسخ استاد به اين خواص، پاسخي مستدل و خواندني است.
استاد در مقدمه جلد نخست در ادامه شرح دلنشين و در عين حال غم انگيز مناظره با خواص ساده انديش، از نوع تفكر آنان به عنوان يك بيماري اجتماعي نام مي برد كه به صورت يك انحراف بزرگ از تعليمات عاليه اسلامي در جامعه شكل گرفته و شيوع پيدا كرده است. از نظر استاد، جبران فقر كتابهاي مفيد و سودمند كه به حال جامعه اسلامي مفيد فايده اي باشد، وظيفه اي است كه بايد مورد توجه علما و انديشمندان مسلمان قرار گيرد و مقياس بزرگي و كوچكي كار به نتيجه و اثر آن بستگي فراوان دارد.
استاد منظور خويش را "عوام" قرار داده است "زيرا تنها اين طبقاتند كه ميلي به عدالت و انصاف، و خضوعي در برابر حق و حقيقت در آنها موجود است." و صلاح و فساد طبقات اجتماع را در يكديگر مؤثر مي داند و با نقل بخشي از فرمان حكومتي امام علي بن ابيطالب(ع) به مالك اشتر نخعي، چنين نتيجه گيري مي كند: "اين فكر غلطي است از يك عده طرفداران اصلاح كه هر وقت در فكر يك كار اصلاحي مي افتند، زعماي هر صنف را در نظر مي گيرند، و آن قله هاي مرتفع در نظرشان مجسم مي شود و مي خواهند از آن ارتفاعات منيع شروع كنند."
نامگذاري هر كتابي، براي خود ماجرا و علت و انگيزه اي دارد كه جالب و شنيدني است. لذا براي آنانكه علت نامگذاري اين كتاب را نمي دانند و در ذهن خود اين سؤال را داشته اند كه چرا "داستان راستان"، بايد از زبان استاد علت اين امر را شنيد: "نام اين كتاب را به اعتبار اينكه غالب قهرمانان اين داستانها كساني هستند كه راست رو و بر صراط مستقيم مي باشند و در زبان قرآن كريم "صديقين" ناميده شده اند... و از آن جهت هم كه معمولاً طالبان و خوانندگان اين گونه داستانها افرادي هستند كه مي خواهند راست گام بردارند، و اين كتاب براي آنها و به خاطر آنهاست، ما اين داستانها را مي توانيم داستان راستان بدانيم. گذشته از همه اينها، چون اين داستانها ساخته وهم و خيال نيست، بلكه قضايايي است كه در دنيا واقع شده و در متون كتبي قضاياي حقيقي با كمال صداقت و راستي و امانت ضبط شده، از اين رو مناسب بود كه ماده راستي را در جزء نام اين كتاب قرار دهيم."
در مقدمه جلد دوم "داستان راستان" استاد خبر از استقبال رضايت بخش جامعه و تجديد چاپ جلد اول را همراه با خبر استقبال راديو ايران در آن روزگار از اين كتاب مي دهد. پخش داستانهاي اين كتاب در ايام ماه مبارك رمضان و مورد پسند و قبول شنوندگان واقع شدن آن، در نظر استاد داراي مفهوم عظيم و گسترده اي است كه همانا "آمادگي آنان براي شنيدن و خواندن مطالب خوب ديني است و اين امر وظيفه رهبران و نويسندگان ديني را مشكل تر مي كند."
جلد اول داستان راستان داراي 75 داستان است و جلد دوم آن داراي 50 داستان، كه داستانهاي جلد دوم اغلب از داستانهاي جلد اول طولاني تر است و در مجموع 125 داستان را شامل مي شود. داستانهاي اين كتاب برگرفته از كتب حديث و كتب تاريخي است و نويسنده كوشيده است تا به لحاظ حفظ امانت چيزي از خود بر اصل واقعه اضافه نكند، اما در حدود قراين احوال، داستان را پرورش داده و در قالب عامه فهم تري آن را عرضه نمايد.همچنين در كنار داستانهايي درباره زندگاني پيامبر(ص) و اهل بيت(ع) داستانهايي نيز درباره اصحاب آن حضرت و شخصيتهاي بزرگ عالم اسلام نظير دانشمنداني همچون ابن سينا، غزالي و حتي شخصيتهاي بزرگ غيرمسلمان مانند ديوژن (حكيم نامدار يوناني) نيز درج شده است كه نشانگر عمق نگاه و سعه صدر نويسنده است. استاد در اين باره مي گويد: "اكثر اين داستانها از كتب حديث گرفته شده و قهرمان داستان يكي از پيشوايان بزرگ دين است. ولي البته منحصر به اين گونه داستانها، از كتب رجال و تراجم و تواريخ و سير هم استفاده شده و داستانهايي از علما و شخصيتها آورده شده كه سودمند و آموزنده است. در اين قسمت نيز اعمال جمود و تعصب نشده و تنها به رجال شيعه اختصاص نيافته است..."
اما هدف هوشمندانه ديگر استاد از نگارش اين كتاب، ارايه يك راهنماي اخلاقي و اجتماعي و مقياسي براي اندازه گيري حقيقت و روح تعاليم اسلامي در جامعه است كه در مقايسه با اين نمونه ها به راستي چه اندازه از معني و حقيقت اسلام معمول و مجري است. اشاره استاد به اين نكته، نشانگر روح انقلابي او و تلاش در جهت حماسه آفرين بودن آثار اوست.
در كنار مجموعه خصوصياتي كه برشمرده شد، ايجاز و پرهيز از اطناب كلام، به كار گرفتن الفاظ، اصطلاحات و تعبيرات تازه، و ابتكارهاي وي در نحوه روايت رويدادها، آشنايي با روحيات و مقتضيات، از ديگر ويژگيهاي اين اثر ارزنده و تأثيرگذار است.
منابع
1- تذكرة الاولياء، شيخ فريد الدين عطار نيشابوري، تهران: انتشارات صفي عليشاه و منوچهري، چاپ اول 1370
2- داستان راستان، شهيد مرتضي مطهري، قم: انتشارات صدرا.
3- حكايتها و هدايتها، محمدجواد صاحبي، قم: مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامي، چاپ نهم 1371
4- يادنامه استاد شهيد مرتضي مطهري، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامي، چاپ اول 1360
5- مجموعه آثار استاد شهيد مطهري، انتشارات صدرا، چاپ اول، 1368
6- كتابنامه توصيفي و موضوعي استاد شهيد مرتضي مطهري، بنياد فرهنگي امام رضا(ع)، تهران: صدر- چاپ اول 1362
7- عدل الهي، شهيد مرتضي مطهري، قم: صدرا، شهريور 1357
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت 12:9 توسط زهرا حسن آبادی
|
خداوندا! به لبهای کودکان سرزمینم لبخند همیشگی عطا کن!