ما هر چه را که سبز بکاریم نذر توست...
آفتاب به احترام ایستاده است تا لحظه ی بوسیدن پیشانی تو سند
سربلندیش باشد وکعبه که قرار زمین است قرار بر عشق تو را اقرار می
کند،مولای من،سالهاست هستی بر گرد مدار حسن تو می گردد و
عشق با زمزمه ی نام تو جرإت جوشش میابد .زاده ی سرچشمه ی
ناب ترین چشمه های بهشتی، زخم دهان گشوده ی زمین
دیرگاهیست تشنه ی جرعه ای ازعدالت توست پس دستی بگشا و از
سر لطف مرهمی گذار.باشد که محرم حرمت حرمت گردیم.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۸۷ ساعت 13:0 توسط زهرا حسن آبادی
|
خداوندا! به لبهای کودکان سرزمینم لبخند همیشگی عطا کن!